تبليغاتX
آسمان آبی است !
آسمان آبی است !
*آنقدر شکست خوردم تا شکست دادن را آموختم*

به نام خدا

با سلام به دوستان پس از یکی دوسال !من بلاخره برگشتم تا دوباره وبلاگم رو سرو سامون بدم و از این به بعد وبلاگ رو فعال میکنم !

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط علی |
راهپیمایی روز قدس سوالاتی برای ما ایجاد می کند :
  1. به ما چه ربطی دارد که فلسطین آزاد شود ؟ کشور ما که آباد است!
  2. آنها جنگ دارند . ما که جنگ نداریم !

این سوالات جوابی دارند . اولاً مسجدالاقصي در فلسطين است . دوماً مسجدالاقصي قبله اول ماست . پس بايد آن را از دست دشمنان آزاد كنيم و در مقابل آنها بايستيم و مقاومت كنيم .

حس همنوعي به ما همچين اجازه اي را نمي دهد كه ساكت بنشينيم و هيچ كاري نكنيم ، در حالي كه روزانه در فلسطين دههانفر به دست سربازان اسرایلي و آمريكايي كشته و به شهادت مي رسند .

آنها از ما انتظار كمك و همياري را دارند . آنها حتی یک روز هم نمی توانند که روزی در خانه خود به آرامش سر خود را روی بالش بگذارند .

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 توسط علی |

رمضان ماه خداست . در ماه رمضان در هاي بهشت به سوي بندگان خدا باز است . رمضان ماه جدايي از كفر و گناهان است . گناهان در ماه مبارك رمضان مانند سايه اي هستند كه خودشان از نور درست شده اند و توسط خود نور از بين مي روند . كار هاي نيك هم مانند آب زلالي هستند كه بر روي آتش گناهان ريخته مي شوند . ما نبايد مغرور شويم كه يك روز هيچ نخورده ايم و ثوابي بيش از ديگران برده ايم ، كه همين غرور باعث از بين بردن ثواب روزه مي شود . روزه تنها اين نيست كه چيزي نخوري و تشنه و گرسنه بماني ، اگر تو روزه بگيري و در حال روزه شر به پا كني روزه تو باطل است . حتي اگر روزه گزار ديگري را هم برنجاني روزه اتثوابي ندارد بلكه ممكن است گناه هم داشته باشد . تا مي تواني خير كن تا خير ببيني . در اين ماه تا مي تواني ثواب كن تا با روي سفيد در قدمگاه خدا قدم برداري . نور الهي بر همه يكسان است اما بعضي ها زير سقفي مي روند و با حسادت مي گويند : اي خدا چرا به آن بنده ات دادي به من ندادي ؟! اگر از نعمت كمي برخورداريم همان را هم شكر كنيم كه خدا بران مي افزايد ، اما اگر بران كفران كنيم خدا همان را هم مي گيرد .

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه چهارم مهر 1386 توسط علی |

 


    
    
    
    ماه رمضان در فرهنگ اسلامی به برکت نزول فرایند و شبهای قدر و روزه بندگان خدا و عبادت صدها میلیون مسلمان به ماه خدا و ماه ضیافت الهی شهرت یافته است. اگر ما در این ماه به میهمان خداوند دعوت شده ام «ادعیتم الی ضیافه الله» برای شرکت در این ضیافت چه تمهیداتی باشد داشته باشیم. ماهی که نفس در آن تسبیح خداوند است و خواب عبادت؟! پس قطعاً تفکر، مطالعه، خدمت به مردم، تلاوت قرآن وعبادت چه ارج و مقامی خواهد داشت.

    
    رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.
    
    رمضان از اسماء الله است
    
    
    هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
    
    فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)
    
    امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).
    
    
    
    فضيلت اعمال مستحبى ماه رمضان
    
    
    
    - دعا و استغفار
    الحديث:
    
    قال على بن ابيطالب(ع):
    
    »عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم. (1)
    
    ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است.
    
    توضيح:
    
    از وظايف روزه داران در اين ماه، دعا و درخواست‏حوايج از حضرت حق است كه بنده احساس نياز به پيشگاه بى نياز كرده، و دستهاى احتياج خويش را به درگاه او دراز مى‏كند.
    
    - روزهاى ماه رمضان
    الحديث:
    
    قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):
    
    ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ايامه افضل الايام و ليالى افضل الليالى و ساعاته افضل الساعات. (2)
    
    ترجمه:
    
    اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات.
    
    - اعتكاف
    الحديث:
    
    قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):
    
    اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتين و عمرتين. (3)
    
    ترجمه: اعتكاف در يك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.
    
    توضيح:
    
    در ايام و ليالى مقدسه‏اى، طبق روايات رسيده از ائمه معصومين (عليهم السلام) مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك رمضان را در مسجد معتكف شود، كه پيامبر اكرم(ص) در تمامى عمرش چنين مى‏كرد.
    
    - تلاوت قرآن
    بهترين اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ويژه‏اى برخوردار است چنانچه وارد شده:
    
    الحديث:
    
    قال ابو جعفر (عليه السلام):
    
    لكل شى‏ء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان (4)
    
    ترجمه:
    
    براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.
    
    بنا بر اين امتيازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى ديگر بيشتر است.
    
    الحديث:
    
    قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):
    
    من تلافيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غيره من الشهور. (5)
    
    ترجمه:
    
    اگر كسى در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غير ماه رمضان يك ختم قرآن كرده است.
    
    - افطارى و صدقه دادن
    الحديث:
    
    قال الباقر (عليه السلام)
    
    يا سدير، هل تدرى اى ليال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان هذه ليالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل ليلة من هذه الليالى عشر رقاب من ولد اسمعيل؟ فقال له سدير بابى انت و امى لا يبلغ مالى ذاك، فما زال ينقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك يقول: «لا اقدر عليه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى كل ليلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (عليه السلام):
    
    فذاك الذى اردت يا سدير، ان افطارك اخاك المسلم يعدل عتق رقبة من ولد اسماعيل عليه السلام. (6)
    
    ترجمه:
    
    اى سدير! آيا مى‏دانى چه شبهايى است اين شبها؟ سدير گفت:
    
    بلى فدايت گردم اين شبها شبهاى ماه رمضان است، مگر اين شبها چگونه است؟ امام (عليه السلام) فرمودند: آيا قدرت دارى هر شب از اين شبها ده بنده از فرزندان اسماعيل (ع) را آزاد كنى؟ پس سدير عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، ثروتم كفاف نمى‏دهد، پس امام پيوسته تعداد بنده‏ها را كم كرد، تا رسيد به يكى در تمام اين ماه، سدير گفت: قدرت ندارم پس امام(ع) به او فرمود: آيا قدرت ندارى هر شب يك مسلمان روزه‏دارى را افطار دهى؟ سدير عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مى‏توانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود:
    
    اى سدير همان است كه اراده كردى يعنى با افطارى دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعيل (ع) نايل مى‏گردى.
    
    توضيح:
    
    خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق مى‏كند در خوردنيها و آشاميدنيها محاسبه نمى‏كند ولى در اين امر «اسراف‏» نشود.
    
    الحديث:
    
    عن ابى عبد الله عليه السلام:
    
    من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعين نوعا من البلاء. (7)
    
    ترجمه:
    
    هر كس در ماه رمضان صدقه‏اى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دو مى‏كند.
نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم شهریور 1386 توسط علی |

 

قرآن

مقدمه

این نوشته ها را از سایت تبیان بهره می گیریم :

قرآن در آيات زيادى به حركت زمين و خورشيد و زوجيت گياهان و... اشاره دارد. به طورى كه انسان را در مقابل عظمت علمى خود خاضع مى‏كند. ولى آنچه مهم است اين است كه روشن شود هدف قرآن از ذكر مثالهاى علمى چيست؟

در اين مورد مى‏توانيم سه نظريه ارائه كنيم:

الف) ذكر مطالب و مثالهاى علمى در قرآن كريم هدف اصلى و نهايى قرآن نيست‏بلكه هدف اصلى قرآن هدايت انسان به سوى خداست اما براى مثال و شاهد آوردن از مطالب علمى واقعى استفاده مى‏كند. پس علوم تجربى و پرداختن به آنها از اهداف اصيل و اوليه قرآن محسوب نمى‏شود. اين قول مطابق نظر بعضى بزرگان و كسانى است كه مى‏گفتند قرآن تبيان هر چيزى است كه در رابطه با هدايت دينى باشد. (36)

ب) همان طور كه بيان هدايت و معنوى انسان و معارف الهى از اهداف اوليه و اصيل قرآن كريم است، بيان مطالب علمى هم از اهداف اصيل قرآن است و لذا قرآن به علوم طبيعى و شناخت طبيعت توجه زيادى كرده است. اين كلام مى‏تواند مطابق نظر كسانى باشد كه مى‏گفتند در قرآن همه علوم و معارف دينى و بشرى و تجربى وجود دارد. (37)

نكته جالب اين جاست كه بعضى از مسائل مطرح شده در قرآن مثل حركت زمين و يا زوجيت گياهان و يا توده عظيم گازها و اتمها با تفكر علمى موجود در اعصار بعد از نزول قرآن مطابقت نداشت ولى قرآن با شجاعت مطالب علمى و محكم و به دور از خرافات را بيان مى‏كند.

ج) قرآن در داستانها و مثالهاى علمى به صورت سمبليك و طبق فرهنگ مخاطبان خود سخن مى‏گويد و هدف آن بيان مطالب علمى به صورت اصلى يا عرضى نيست و چون در بحث قبل، ما وجود همه علوم در ظواهر قرآن را رد كرديم، پس مبناى قول دوم باطل شده است لكن براى روشن‏تر شدن مطلب كلام يكى از نويسندگان را در مورد مطالب علمى قرآن مى‏آوريم:

بعضى از بزرگان معاصر اين طور فرموده‏اند در قرآن كريم بحث درباره جهان و طبيعت و انسان به طور استطرادى و تطفلى به ميان آمده است و شايد هيچ آيه‏اى نيابيم كه مستقلا به ذكر آفرينش جهان و كيفيت وجود آسمانها و زمين پرداخته باشد، هماره اين بحثها به منظور ديگر عنوان شده است. در موارد بسيار گفتگو از آفرينش جهان و انواع آفريده‏ها براى آگاهانيدن انسان و رهنمونى اوست‏به عظمت الهى و سترگى حكمتهايى كه خدا در آفرينش به كار برده است. در همه جا نيز اين هدف ممكن است منظور باشد كه انسان با نگرش به عالم از آن جهت كه آفريده خدا و در چنبره تدبير اوست معرفت فطرى و شناخت‏حضورى خود را شكوفايى دهد، و شدت و نيروى بيشترى بخشد (و عقربه دل او را در جهت‏خدا نگاه دارد.)

به عبارت ديگر، قرآن كتاب فيزيك، گياه شناسى، زمين شناسى و يا كيهان شناسى نيست. قرآن كتاب انسان سازى است و نازل شده است تا آنچه را كه بشر در راه تكامل حقيقى (تقرب به خداى متعال) نياز دارد به او بياموزد و لذا آيات مربوطه به جهان و كيهان در هيچ زمينه هيچ گاه به بحث‏هاى تفصيلى در مورد موجودات نپرداخته بلكه به همان اندازه‏اى كه هدف قرآن در هدايت مردم تامين مى‏شده بسنده كرده است. به همين جهت، بر خلاف بسيارى از آيات ديگر اين آيات داراى ابهامهايى است و كمتر مى‏توانيم يك نظر قطعى به قرآن نسبت دهيم (38) ».

فوايد ذكر مثالهاى علمى در قرآن كريم:

1 - راه قرآن را در زمينه خداشناسى هموار مى‏كند. چون هدف قرآن بيان آيات الهى و توجه دادن مردم به جلوه‏هاى فيض و قدرت الهى بوده است تا مردم را بيشتر متوجه خدا كند اين از راه ذكر مثالهاى علمى و آيات الهى در آسمانها و زمين و درياها و عجايب خلقت انسان و جانوران تامين شده است، لذا احتياج به ذكر فرمولها و تفاصيل هر مطلب يست‏بلكه اشاره ضمنى كافى است.

2 - اعجاز علمى قرآن را ثابت مى‏كند. اين مثالهاى حق و واقعى كه با مطالب اثبات شده و يقينى علوم (به نظريات متزلزل و ظنى) مطابقت دارد، ما را متوجه مى‏كند كه قرآن اين مسائل را از محيط اجتماعى خود الهام نگرفته است، چون نزول قرآن در جزيرة‏العرب انجام شده كه فاقد تمدن قوى بوده است و حتى تمدنهاى آن زمان كه در ايران و روم بر پا بوده چنين پيشرفتهاى علمى نداشته‏اند تا بتواند نظريات علمى قرآن را به پيامبر صلى الله عليه وآله القا كرده باشند. پس اين قرآن از طرف خداى حكيم و عالم نازل شده است.

نكته جالب اين جاست كه بعضى از مسائل مطرح شده در قرآن مثل حركت زمين و يا زوجيت گياهان و يا توده عظيم گازها و اتمها با تفكر علمى موجود در اعصار بعد از نزول قرآن مطابقت نداشت ولى قرآن با شجاعت مطالب علمى و محكم و به دور از خرافات را بيان مى‏كند. (39)

3 - مثالهاى علمى واقعى در قرآن موجب كنجكاوى بشر و تفكر او در عجايب آسمانها و خلقت انسان و ديگر موجودات مى‏شود و بشر را متوجه نيروهاى ناشناخته طبيعت مى‏كند. يعنى كار مهم قرآن ايجاد سؤال در ذهن انسان است زيرا تا انسان سؤال نداشته باشد به دنبال كشف علمى نمى‏رود، چون گمان مى‏كند همه چيز را مى‏داند و دچار يك جهل مركب مى‏شود ولى قرآن مسائل ناشناخته كهكشانها و موجودات ناشناخته را بزرگ جلوه مى‏دهد و دعوت به تفكر در طبيعت مى‏كند، و اين موجب پيشرفت علوم و صنايع بشر مى‏شود، چنان كه در چند قرن اوليه تمدن اسلامى، همين امر موجب پيشرفت‏بلكه جهش علمى مسلمانان شد. (40)

4 - همين توجه اسلام و قرآن به علم و مطالب علمى است كه منشا بسيارى از علوم و الهام بخش بسيارى از معارف بشرى شد هر چند بيان كرديم كه تمام علوم با جزئيات آنها در قرآن وجود ندارد و يا رشد علوم را تسريع كرد.

براى مثال توجه اسلام به آسمانها و حركت‏خورشيد و ستارگان و سيارات موجب شد تا علم نجوم در ميان مسلمانان به سرعت رشد كند هر چند مساله قبله در نماز و احتياج جهت‏شناسى هم در آن تاثير زيادى داشت.

جمع‏بندى و نتيجه‏گيرى: در اين جا به چند مطلب مهم اشاره مى‏كنيم:

اول: در مورد مطالب علمى قرآن چند هدف قابل توجه است:

مى‏توان گفت كه قرآن يك هدف اصلى و عمده دارد و آن به كمال رساندن انسان (كه همانا تقرب الى الله است) مى‏باشد، و اهداف فرعى ديگرى هم دارد كه در طول و راستاى همان هدف اصلى است، از جمله آن اهداف اثبات معاد و نبوت و اعجاز خود قرآن (كه مقدمه‏اى براى پذيرش وحى توسط مردم است) مى‏باشد

الف - ظاهر مطالب علمى قرآن گاهى درباره شناخت آيات الهى و توجه به مبدا هستى است <قال الله تعالى: ان فى خلق السموات والارض واختلاف الليل والنهار لآيات لاولى الالباب‏» (41) <در پيدايش آسمانها و زمين آمد و شد شب و روز نشانه‏هايى براى صاحبان خرد وجود دارد».

ب - گاهى آيات علمى قرآن نشانه عظمت آن مطلب است، يعنى گوينده سخن قصد دارد كه اهميت‏يك مطلب علمى را برساند پس آن را ذكر مى‏كند براى مثال، قسمهاى قرآن به خورشيد، ماه و... (42) از اين قبيل است.

ج - گاهى آيات علمى قرآن براى اثبات معاد است، براى مثال مى‏فرمايد: <فلينظر الانسان مم خلق خلق من مآء دافق يخرج من بين الصلب والترائب انه على رجعه لقادر» (43) پس آدمى بنگرد از چه چيز آفريده شده است از آبى جهنده آفريده شده است كه از ميان پشت و سينه بيرون مى‏آيد خداوند به باز گردانيدن او قادر است.»

دوم: مى‏توان گفت كه قرآن يك هدف اصلى و عمده دارد و آن به كمال رساندن انسان (كه همانا تقرب الى الله است) مى‏باشد، و اهداف فرعى ديگرى هم دارد كه در طول و راستاى همان هدف اصلى است، از جمله آن اهداف اثبات معاد و نبوت و اعجاز خود قرآن (كه مقدمه‏اى براى پذيرش وحى توسط مردم است) مى‏باشد.

پس بيان مطالب علمى از اهداف قرآن است، چون اعجاز قرآن را ثابت مى‏كند ولى هدف اصلى و عمده قرآن نيست. اين مطلب ... خصوصا با توجه به اين نكته روشن مى‏شود كه بيان كرديم آياتى كه همه چيز را به قرآن نسبت مى‏دهد در مورد هدايت و دين است. بنابراين، هدف اصلى هدايت انسان و بيان معارف دينى است لكن يكى از امورى كه مربوط به دين است اثبات اعجاز قرآن است و يكى از ابعاد اعجاز قرآن اعجاز علمى آن است. از اين رو، مطالب علمى قرآن (در بعضى موارد) خود از اهداف قرآن است لكن هدف عمده و اصلى نيست.

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفتم شهریور 1386 توسط علی |

                                       

در گلمانخانه (بندري در ساحل درياچه اروميه) بودم . روي صندلي رو به دريا نشستم .درخت آلوچه اي هم جلو من بود .من شكمو هم نتوانستم جلو خودم را بگيرم و رفتم و چند تا آلوچه ترش از درخت چيدم توي ظرفي گذاشتم . روي صندلي نشستم و چند آلوچه اي خوردم . به دريا خيره شده بودم . به مرغابي هايي كه روي آن پرسه مي زدند . به هنرمند بزرگي خيره شده بودم كه مي تواند چنين درياي زيبايي را نقاشي كند .اي كاش من هم پرنده اي بودم و مي توانستم پرواز كنم . عجب هوايي بود . هوايي دلنشين از بوي گل سرخ . چه منظره اي بود . منظره اي كه انسان نمي تواند حتي آن را در روياهايش نيز مجسم كند . صداي دلنشين امواج انسان را وا مي داشت كه بنشيند و به اين صدا گوش فرا دهد . ابر هاي زيبايي كه در آسمان به هر شكل در مي آمدند زيبايي منطقه را نيز دوچندان كرده بودند . از روي صندلي بلند شدم و سنگي را از زمين برداشتم و روي دريا انداختم . صدايش زيبا بود . هيچكس در ساحل نبود . دريا به قدري زيبا مي درخشيد كه انسان از ديدنش سير نمي شد . ابرها گاه اين طرف و گاه آنطرف مي رفتند . گاه گاه نسيمي دلنشين هواي منطقه را عوض مي كرد . من گل سرخي را از توي جيبم در آوردم و روي دريا پهن كردم . يك قايق بادي از آنجا مي گذشت كه صاحبش مرد سالخورده و لاغر اندامي بود . به او سلام دادم . سلامم را نشنيد . باز با صداي بلند تري گفتم : سلام .او نيز گفت سلام . او تشنه بود . من ظرف آبي را كه كنار صندلي گذاشته بودم ، آوردم و به او دادم . از تشنگي در آمد و خوش حال شد و با يك چشم به هم زدن با قايقش منظره را ترك كرد . من خوش حال بودم كه توانسته ام او را از تشنگي در بياورم و دل پيرش را شاد كنم . خورشيد مانند توپ آتشي آرام آرام به دريا فرو مي رفت . ستاره ها كم كم به تماشا مي آمدند . من هم با تنهايي خودم روي صندلي نشستم . ديگر هيچ مرغابي نبود . ديگر هيچ آبي در ظرف نداشتم و ديگر هيچ آلويي در ظرف نبود . بياد آن پيرمرد افتادم كه اين من بودم كه به او آب دادم و من هم منتظر كسي خواهم ماند تا براي من آب بياورد ...

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 توسط علی |
Blog Skin